سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
59
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
اطلاق مىشود و هم به جمع و جهتش اينستكه اين كلمه را قرار دادهاند كه از آن ماهيّت و حقيقت چيزى را اراده كنند چه اين حقيقت در ضمن مفرد باشد و چه در ضمن جمع بخلاف اسم جمع كه هميشه معنايش فقط جمع است و قابل اطلاق بر معناى مفرد نيست . 2 - در اسم جنسى كه بر جمع و افراد كثيرى اطلاق مىشود بايد مفرد از لفظ داشته باشد بخلاف اسم جمع مثلا رجل ( بدون تنوين ) اسم جنس است كه جمع آن رجال و مفرد آن رجل ( با تنوين ) مىباشد و چنانچه ملاحظه مىشود مفرد از لفظ جمع است . 3 - اسم جنس جمعى مفردش يا تاء مانند تمرة و يا باء نظير رومى ولى در اسم جمع چنين نيست . 4 - در اسم جمع بين علماء اتّفاق است كه لفظ آن مفرد مىباشد بخلاف اسم جنس كه اهل كوفه لفظ آن را از اقسام جمع مكسّر ميدانند . 5 - در اسم جنس اگر از آن جمع قلّه را اراده كنند با الف و تاء استعمال مىنمايند چنانچه در تمرة ( يك خرما ) و نملة ( يك مورچه ) تمرات و نملات ميگويند و اگر از آن جمع كثره قصد كنند بدون تاء مىآورند فلذا در امثله فوق تمر و نمل گويند اسم جمع كه در آن اين قاعده جارى نيست . اوزان اسم جنس اسم جنس يا از ثلاثى است و يا از غير آن : امّا از ثلاثى داراى اوزانى است كه مشهور آنها بقرار ذيل است : 1 - فعل مانند تمر و نمل و نخل 2 - فعله مانند سدره